دوست ابجيم بهش اس ام اس زد كه بله برون كرده.۲۴سالشم نشده.خدا بده شانس.من

موندم مردم چرا انقدر راحت شوهر گيرشون مياد.طرف عينهو ميمون ميمونه ها ولي

يه شوهري ميكنه كه بيا و ببين.

فكر كنم تقصير اون زندايي چشم شورمه كه وقتي دبيرستاني بودم همش ميگفت تو

زود شوهر ميكني ،چون خيلي بر و رو داري.كو پس؟

بدبختي اينه كه هر كي بهم ميرسه ميگه تو به اين خوشگلي كه تازه تحصيل كرده ام

هستي چرا تا به حال شوهر نكردي؟همشونم فكر ميكنن من سخت گيرو مشكل پسندم.

دوس ندارم بگم،ولي يواش يواش دارم شك ميكنم كه نكنه بختمو بستن.خوب بهم حق

 بديد ديگه.هر چي فكر ميكنم ميبينم هيچ مشكلي ندارم.خوشگل كه هستم،تازه اصلا

بهم نميخوره ۲۸سالم باشه.همه فكر ميكنن ۲۳ـ۲۴سالمه.خونواده دارم كه هستم.اصلا

تو محل سرشناسيمو همه احترام خاصي واسمون قايلن.تحصيلاتم كه دارم.خوب ادم

شك ميكنه ديگه.نگيد از تو كه تحصيل كرده اي بعيده.

بعضي وقتا از خدا حرصم ميگيره.دلم ميخواد بهش بد و بيراه بگم.اخه تقصير

خودشه.چرا زودتر نيمه ي گمشده ي منو نميرسونه.بابا منم ادمم.بعضي وقتا

ش..ه..و..ت ديوونم ميكنه.دلم ميخواد يكي پيشم باشه.بعضي وقتا ميگم بيخيال همه

چي.برو حال كن واسه خودت.وقتي شوهر نيست نميشه كه تا اخر عمر ارزو به دل

بمونم.والا به خدا.اگه تا اخر امسال شوهر نكردم مجبورم قيد مذهب و اعتقادات و همه

 چيو بزنم.به جهنم.ديگه خسته شدم.


نوشته شده توسط گل مريم | ۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۷:۲۶:۲۲ | آرشيو نظرات (7) :موضوع |